تنها تو را می شناسم...
تنها تو را می شناسم
به نام ما می شناسم
از ابتدا می شناسم
تا انتها می شناسم
تنها تو را می شناسم
تو را که این همه خوبی
سپیدی هر سپیده
تو سرخی هر غروبی
تنها تو تک سایبانی
میان این بی درختی
تنها تویی که گریزی
از اینهمه تیره بختی
بیا ببین در چه حالم
با تو چه پُر پَر و بالم
اگر که شعر محالم
ببین ببین چه زلالم
نفس نفس همه از من
شکفتن و گفتن از تو
مرا چه خوش می نویسی
همیشه چون غزلی نو
دوباره ای بی نهایت
نهایت خود من شو
ترانه ها همه از تو
هوای ما همه از تو....
«زنده یاد مهستی عزیزم»
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:15 توسط آمیتیس
|