آب ، نان ، آواز...
این است
آدمی را آب و نانی باید و
آنگاه آوازی
در قناری ها نگه کن در قفس
تا نیک دریابی
کز چه در آن تنگناشان باز
شادی های شیرین است
کمترین تحریری از یک زندگانی
آب ، نان ، آواز...
ور فزون تر خواهی از آن
گاه گه پرواز
ور فزون تر خواهی از آن
شادی آغاز
ور فزون تر باز هم خواهی
بگویم باز ..........
آن چنان بر ما به نان و آب
اینجا تنگسالی گشت
که کسی به فکر آوازی نباشد...!!!!!!!!!!!!!!!!
اگر آوازی نباشد
شوق پروازی نخواهد بود.....!!!!!!
(شفیعی کدکنی)