مشورت...

تعطیلات نوروز به کجا برویم؟

پدر از بی پولی گفت و قسط های عقب مانده

مادر از سختی های راه و از بی خوابی و ملافه و حمام

ساعت شد12 نصف شب

گفتم برویم سر اصل مطلب

یکی گفت برویم شیراز

دیگری گفت نخیر ، مشهد!

ساعت شد5 صبح

مادر گفت بالاخره کجا برویم؟

پدر گفت: برویم بخوابیم !!

شاعر: اکبر اکسیر


صرفه جویی..

صفر را بستند.

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!

شاعر: اکبر اکسیر

آ ...

از دهان باز

دندانپزشک ، دندان را می بیند

کله پز ، زبان را

شاعر ، حرف تازه را

اما کسی نمی داند

صاحب این دهان باز

یخ زده است!

شاعر: اکبر اکسیر

نقد فنی..

پستچی پاکتی آورد

محتوی کتاب شعر

پشت پاکت

مهر مستطیل آبی رنگی

کتاب شعر را نقد کرده بود:

بنا به اظهار فرستنده

فاقد شئ قیمتی است!

شاعر : اکبر اکسیر

مسابقه..

هر چه کبوتر و برگ زیتون و پارچه ی سفید بود

شاعران ما ، خرج شعر صلح کرده اند

مانده ام چکار کنم

..........................

بر می خیزم به جای شعر

تمام پرچم های جهان را

در وایتکس می خوابانم!

شاعر: اکبر اکسیر