ایستاده با غرور...
ایستاده با غرور
در برابر طوفان تقدیر
از آغاز تا اینک
همچون میخک
نگاه می کند
خیره در چشمان روزگار
جوانه مى زند
سبز در برهوت عطش
و قدم بر می دارد
با انگیزه و امید
بی هراس از
لحظه های سیاه و سپید
در هیاهوی کوچه ای
که نامش زندگی است....
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ ساعت 2:10 توسط آمیتیس
|