به جز خدا کسی نیست..

 

همه دلها شکسته تموم لبها بسته

دلم می خواد بخوونم اما سازهام شکسته

همه دلها پره غم ، تو چشمها اشک ماتم

دیگه فریاد رسی نیست به جز خدا کسی نیست

از عشق نمیشه حرف زد نه از محبت دم زد

دیگه کسی نمونده که رفت و خونه اش در زد

همه دلها شکسته تموم لبها بسته

دلم می خواد بخوونم اما سازهام شکسته

زبس تنها نشستم درها رو ، رو خود بستم

هم صحبت آینه ، اونهم زدم شکستم

آه ای خدا به داد ما نمی رسی

مردیم همه ز حسرت و ز بی کسی

دیگه کسی نمونده که رفت و خونه اش در زد

همه دلها شکسته تموم لبها بسته

دلم می خواد بخوونم اما سازهام شکسته

همه دلها پره غم ، تو چشمها اشک ماتم

دیگه فریاد رسی نیست به جز خدا کسی نیست..


زنده یاد هایده

عالم یکرنگی

توی عالم یکرنگی بگو از چی تو دلتنگی

بازم از اون نگات پیداست که با من به سر جنگی

بازم ساده دل تنهام ، نداری واسم آهنگی

بگو حرف تو دلت نگذار بگو از چی تو دلتنگی

چی دیدی چی شنیدی که بامن هر روز وهرلحظه یه رنگی

تو این شهر فرنگ ، اینهمه رنگ ،رنگاورنگ

واسه چی دورنگی بابا سخته دورنگی

 منو می شکنی آخر با کارات ، من مثل ساغرم تو سنگی

تو این دوره زمون میون دو تا مهربون

واسه چی زرنگی بابا سخته زرنگی

توی عالم یکرنگی بگو از چی تو دلتنگی

بازم از اون نگات پیداست که با من به سر جنگی

دلم دفتر نقاشی شب رنگ

پرازطرح تموم نیمه تموم از غم واز درد

تو نقشش می کنی همچین و همچون بابا

تو رنگش می کنی تا بشه پرخون بشه گلگون

 

خدایا

خدایا ، خدایا ، خدیا توی دنیای بزرگت پوسیدیم که

می خواستیم ، می خواستیم ، می خواستیم مثل این روزو نبینیم که دیدیم که

ناز اون ، بلای اون ، حسرت دل ، عذاب عالم

هر چی باید همه کمتر بکشند ماکشیدیدم که

زندگی میگن برای زنده هاست اما خدایا

بس که ما دنبال زندگی دیویدیم بریدیم که

وای برما ، وای برما ، خبرازلحظه ی پرواز نداشتیم

تا می خواستیم لب معشوق و ببوسیم پریدیم که

( زندگی قصه ی تلخی است که از آغازش

بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم)

چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت

دنبال هم امروز و فردا گذشت

دل میگه باز فردا رو از نو بساز

ای دل غافل دیگه از ما گذشت

زندگی میگن برای زنده هاست اما خدایا

بس که ما دنبال زندگی دیویدیم بریدیم که