دلم یک طعم ميخواهد
ولی شیرین تر از شیرین
که حتی در ته احساس سرد نکبت و تلخی
دهانم را نرنجاند
دلم در این محیط پر ز گندم زار بیزاری
هوایی پر ز عطر ماه ميخواهد
هوایی از اقاقی پر-
هوایی تازه و لبریز از احساس ميخواهد.
دلم یک حرف ميخواهد
که زخم کهنه تقدیر بی تقصیر این دل را
دوا باشد
و شاید اندر این دریای پر آشوب بی ساحل
دلم را ناخدا باشد
دلم یک عشق ميخواهد
که حتی بعد لمس ملتمس آمیز خواهش ها
بماند
با دل و قلبم بیاساید – بیآمیزد
ودر تاریکی این خانه ی خاموش-

چراغی نو بیاویزد

شاعر: محمد تقی اقدام