زندگی چیست؟

زندگی یک ساز است ٬ اما فقط عده‌ی کمی از عهده‌ی نواختن آن بر‌می آیند.

به ندرت کسی را پیدا می‌کنی که از زندگی خود ٬ موسیقی بیافریند.

فراموش نکن که فقط سمفونی زندگی توست که تو را به خدا نزدیک می‌کند.

انسان می‌تواند ساز زندگیش را گوشه‌ای بگذارد تا خاک بخورد ؛

بی‌توجه به این که این ساز نغمه‌هایی بی‌شمار در سینه دارد.

این نغمه‌ها پرنده‌اند

پرنده‌ها در قفسی که در تاریکی گذاشته شده است ٬ می‌میرند.

پس ؛

برخیز و پرنده‌ها را در آسمان صاف و آفتابی زندگیت رها کن.

برخیز و ساز زندگیت را کوک کن.

برخیز و ساز زندگیت را کوک کن. برخیز و نغمه خوان شو. برخیز و زندگی کن. «مسیحا برزگر»  

غريو عشق

 زندگی در چشم من يعنی فقط عاشق شدن

 روی امواج تلاطم گشته ای قايق شدن

 عشق يعنی در پس بازار نيرنگ و فريب

 با خدا،با آدمی ، با قلب خود صادق شدن

 عشق يعنی اندکی با عشق خود خالی شدن

 ابتدا چون بغض بودن بعد از ان هق هق شدن

 عشق يعنی روی اين قايق در اين غرقاب غم

 با غريو عاشقم بر زندگی فايق شدن

 عشق يعنی خود فراموشی ز خود بی خود شدن

 همچو عاشق ديگری بودن ز خود فارغ شدن...